دیباچه آرزو

نوشتن زیباترین کاردنیاست و زیباتراز آن چشمان توست که آنرا میخواند


آقا،جهان در انتظار است...
ای آنکه با درد دل ما آشنایی
کی می رسد پایان، غم روز جدایی؟
گفتند به ما که روز جمعه خواهی آمد
گویی أنا المهدی به آوای رسایی
دانم ظهورت دست رب العالمین است
یا رب چه میشد گر که مقدورش نمایی؟
ای رهنما، ای مقتدا، ای حجت حق
کی عقده از دلهای غمگین می گشایی؟
دلخون شدیم از طعنه دنیاپرستان
حتما خودت هم شاهد این ماجرایی
دانی که یارانت در این دنیا غریبند
گرچه نمایی دوستان را رهنمایی
در انتظارت جمعه ها ر ا می شمارم
آقا جهان در انتظار است تا بیایی
گفتار و کردارِ بسی دارد تفاوت
ماندیم که صادق هست و که گوید ریایی!
« مجنون » قلم بگذار و مولا را مرنجان

ای شکوه ها گویی ندارد انتهایی

 کدام جمعه به ابهام خاک می باری زمین و خاک

پر از اشتباه و تقصیرند

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٠ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط یاس نظرات ()


Design By : Pichak