دیباچه آرزو

نوشتن زیباترین کاردنیاست و زیباتراز آن چشمان توست که آنرا میخواند

امشب که نهم بر سر قرآن تو را تا صبح خواهم که  به در گاهت آشفته کنم مویم

امشب سر آن دارم تا با تو سخن گویم راه تو بپویم من اسرار تو را جویم

امشب به درت خواهم تا صبح همی کوبم تا خود به در آئی زان عطرت به صفا بویم

امشب ز غمم تا صبح حرف دل خود گویم پیمانه به پیش آری تا باز کنی رویم

امشب ز میت نوشم تا مست کند آن می من را که گنه کردم بسیار مدد جویم

امشب ز سرم می زن بی خود ز خودم گردان زیرا که ز رویت من بسیار شرم رویم

امشب به درت کوبم تا باز کنی دررا می کوبم و می خواهم دست از گنهم شویم

امشب در لطفت را بگشا ز برم جانامردانه تو را گویم راهت به لقا پویم

امشب ز تو می خواهم تا عفو کنی من را زین رو به درت تا صبح خاک از توبه می سویم

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٠ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ توسط یاس نظرات ()


Design By : Pichak