دیباچه آرزو

نوشتن زیباترین کاردنیاست و زیباتراز آن چشمان توست که آنرا میخواند

وقتی که...

 

 


وقتی که قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود،
وقتی نمیتوانیم‌ 
اشک هایمان ‌را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌ 
و 
بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ میشکند ...



وقتی احساس‌ میکنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است
و رنج‌ها بیشتر از 
صبرمان ...


وقتی امیدها ته‌ میکشد
و 
انتظارها به‌ سر نمیرسد ...


وقتی طاقتمان تمام‌ میشود
و تحمل مان‌ هیچ ...



آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ 
تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ که‌ 
تو 
فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ میکنی ...


آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا میکنیم
و 
تو را میخوانیم ...



آن‌ وقت‌ است‌ که‌ 
تو را آه‌ میکشیم
تو را 
گریه ‌میکنیم ... 
و تو را 
نفس میکشیم ...


وقتی تو جواب ‌میدهی،
دانه ‌دانه‌ 
اشکهایمان ‌را پاک‌ میکنی ...
و یکی یکی غصه‌ها را از 
دلمان ‌برمیداری ...



گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را 
باز میکنی
و 
دل شکسته‌مان‌ را بند میزنی ...


سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌ 
سبکی میگذاری و راحتی ...


بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی 
و بیشتر از حجم لب‌هایمان، 
لبخند ...

خواب‌هایمان‌ را تعبیر میکنی،
و دعاهایمان‌ را 
مستجاب ...


آرزوهایمان‌ را 
برآورده می کنی ؛

قهرها را 
آشتی میدهی

و سخت‌ها را 
آسان 

تلخ‌ها را 
شیرین میکنی

و دردها را 
درمان 

 


نا امیدی ها،همه امید میشوند
 
و سیاهی ها سفید سفید...
 
 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٤ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ توسط یاس نظرات ()


Design By : Pichak